تبلیغات
مهدویت - پیشوای آسمانی وحیات طیّبه

پیشوای آسمانی وحیات طیّبه

یکی از چیزهایی که ارزش حیاتی دارد آب است:

(وهرچیز زنده ای را از آب قراردادیم.)(سوره انبیاء،آیه30)

درروایات، امام زمان(عج) را با آب مطابق دانسته اند.همانطور که در عالم طبیعت بدون آب، حیات معنا ومفهومی ندارد،زندگی درروی زمین،بدون امام معنا ندارد.دردعای عدیله آمده است: 

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید.

پیشوای آسمانی وحیات طیّبه

یکی از چیزهایی که ارزش حیاتی دارد آب است:

(وهرچیز زنده ای را از آب قراردادیم.)(سوره انبیاء،آیه30)

درروایات، امام زمان(عج) را با آب مطابق دانسته اند.همانطور که در عالم طبیعت بدون آب، حیات معنا ومفهومی ندارد،زندگی درروی زمین،بدون امام معنا ندارد.دردعای عدیله آمده است:

(بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتِ الأَرضُ وَالسَّمَاءُ)(مفاتیح الجنان،دعای عدیله)

در عالم وجهان هستی،امام،چنان ارزشی دارد که رسول خدا(ص) می فرمایند:

(اگردوازده نفر(امام) از اولاد من بروند،زمین اهلش را فرو می برد.)

خوب قدر آب را چه کسی می داند؟آن که تشنه است.انسان اگر تشنه شود،آن وقت ارزش آب رادرک می کند.در خصوص ائمه(ع) هم معرفت لازم است  تا این تشنگی زنده شود. فعالیّت های مناسبتی،تلاش هایی که برای بزرگداشت معصومان(ع) صورت می گیرد،این اظهار علاقه ها،نشانگرتشنگی است.بر اثرتشنگی است که خداوند به عدّه ای توفیق می دهد که امام را از مغز به دل بیاورند.مغز،شناسایی می کند،ودل،عشق و علاقه نشان می دهد.

عاشق امام،مثل کسی است که تشنه وطالب آب است. آن که در جستجوی آب است، اگردر یک متری سطح زمین آب پیدانکرد حفاری می کند تا دو متری، تا ده متری،تا صدمتری.تا هزارمتری هم پایین می رود تا بالأخره به آب دسترسی پیدا کند وحیات خود را تأمین کند.

قرآن کریم می فرماید:

(بگو:به من خبردهید اگر آب های(سرزمین) شمادرزمین فرو رود،چه کسی می تواند آب جاری وگوارا در دسترس شما قراردهد؟)(سوره ملک،آیه30)

این آیه را سید ابن طاووس رضوان الله تعالی علیه در کتاب المحج ة،ضمن  روایاتی که مربوط به امام عصر(عج) است نقل می کند.

امام زمان(عج)،آب حیات است

اگردنبال آب برویم تا خدا نخواهد دسترسی پیدا نمی کنیم،دربارة حضرت بقی ة الله(عج) هم قضیه چنین است.خدا بایدبخواهد و ما از خدا باید بخواهیم.بگوییم خدایا احساس می کنیم که برای اصلاح عالم به وجود حضرت بقی ة الله(عج) نیاز داریم؛ چون این فساد واین ظلم جهانی،یک حکومت و عدل لازم دارد.ما باید این تشنگی را احساس کنیم.از خدا هم می خواهیم توفیق دهد که حضرت بقی ة الله(عج ) را زیارت کنیم.

به هر حال آنچه زمینة ظهور حضرت(عج) را فراهم می کند،همین تلاش ها، اظهار علاقه ها،دعاها وسوزهاست.امیدوایم دعاهایمان مستجاب شود و این آرزو به دلمان نماند،بلکه زنده باشیم و حکومت شیرین و لذت بخش جهانی حضرت مهدی(عج) را لمس کنیم.

(از پیشوای آسمانی وحیات طیّبه تا حضرت بقی ة الله(عج)؛مصلح جهانی)(ازصفحه59تا صفحه63)

حضرت بقی ة الله(عج)،مصلح جهانی

چه نیازی به مصلح جهانی است؟آیا یک مصلح می تواند دریک منطقه ای ویژه،اصلاحات فراگیرانجام دهد؟قرآن کریم در برخی سوره ها،داستان خلقت آدمی را مطرح کرده است،ازجمله،درسورة بقره آمده است که خداوند،خطاب به ملائکه می فرماید:

(من بر روی زمین،جانشینی(نماینده ای)قرارخواهم داد.)(سوره بقره،آیه30)

منظوراز نماینده چیست؟همان طور که وقتی کارخانه ای در یک شهری است، در شهر دیگری نماینده دارد،در واقع،نماینده،اجناس و محصولات کار خانه را نشان می دهد.مثلا" یک کارخانه درمشهد یا اصفهان نماینده ای را انتخاب می کند، نماینده، درآن شهر یا منطقه ، اجناس  کارخانه را در معرض دید مردم قرار می دهد،تا مردم بفهمند این کارخانه چه محصولاتی دارد.

امام زمان(عج)،آینه ی تمام نمای خدا

طبیعی است که نمایندة خدا هم،باید صفات جلال وجمال او را نشان دهد.البته که هر موجودی گویای صفات خداست، و علم خدا را،حکمت خدا را وقدرت خدا را نشان می دهد.

وهر گیاهی که از زمین روید                      وحده لا شریک له گوید

(به زودی آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد.)(سوره فصلت،آیه53)

خداوند می فرماید که در موجودات،آیات خودمان را نشان دادیم.هر موجودی نشانه ای از خداست.اگر نظام آفرینش هر موجودی را دقیق مطالعه کنید،می نوانید به قدرت خدا پی ببرید. بعضی،به قول خودشان، از برهان صدّیقین استفاده کرده اند.متکلّمین وقتی خواستند خدا را مغرفی کنند از راه تقسیم موجودات به واجب وممکن وارد شده اند.

ولی قرآن این طورنیست. وقتی می خواهد خدا را معرفی کند، هر چیز را که در زندگی روزمره با آن سروکارداریم، خلقت آسمان،خلقت زمین، خلقت مورچه، خلقت شتر وسایر موجودات ریزودرشت را محور قرار می دهد.

ولی این ممکنات، همة صفا خدا را نشان نمی دهند. هر ممکنی می تواند نمایانگر، گوشه ای از صفات خدا باشد.انسان یک موجود ویژه است؛یعنی آنچه خدا در این عالم قرار داده  درانسان جلوه گراست.یعنی جهان را اگر بخواهند کوچک کنند،می شود انسان،انسان را هم اگر بزرگ کنند می شود جهان.این موجود، جامعیت عجیبی دارداینکه از هرموجودی به هردلیلی ، پی به خدا ببریم،چون نمونه ای از  آن،دربدن انسان است،پیامبراکرم(ص) می فرمایند:(هرکس،خود راشناخت،خدای خود رانیز شناخت)(از حضرت بقی ة الله(عج)،مصلح جهانی تا  علت آفرینش ونقش مصلح جهانی)(ازصفحه 63 تا صفحه66)

علت آفرینش ونقش مصلح جهانی

وقتی خداوند فرمود می خواهم یک نماینده خلق کنم،ملائکه عرض کردند: خدایا این موجود نمی تواند نمایندة تو باشد.اینکه ملائکه،چنین حرفی را ازکجا و روی چه حسابی می زدند،بحث مفصلّی است که به آن نمی پردازیم.امّا حرف آنها چه بود؟می گفتند: این موجود غضب دارد،شهوت دارد؛شهوت وغضبش ایجاب می کند که فساد بوجودآورد،خون بریزد:

(آیا کسی را در آن(برروی زمین)قرار می دهی که فساد وخونریزی می کند؟! حال آنکه ما تورا تسبیح وحمد به جا می آوریم وتو را تقدیس می کنیم)(سورة بقره،آیه30)

خدایا این بشرفساد می کند،خدایا این عالم را منظّم خلق کردی.در جهانی که آفریده ای هر چیزی سر جای خودش است.

جهان چون خط وخال چشم وابروست    

                                       که هرچیزی به جای خویش نیکوست

اینها موجوداتی هستند که نظام عالم را به هم می ریزند.

البته ملائکه،خیلی هم بی راه نمی گفتند.یهودی ها تعدادشان چقدراست؟ تعداد کمی هستند،امّا نظام جهان را به هم ریخته اند. همه جا را به فساد کشانده اند.آیا اینها خلیف ة الله اند؟

خداوند فرمود:من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.شما نمی دانید که من اگر می گویم می خواهم انسان خلق کنم، نظرم وهدفم کدام انسانهاست،می خواهم چه کسانی را خلیفة خودم روی زمین قراردهم؟

(سپس علم اسماء(علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات) را همگی به آدم آموخت.بعد، آنهارا به فرشتگان عرضه داشت وفرمود:«اگر راست می گویید،اسامی اینها را به من خبر دهید».(سورة بقره،آیه31)

خداوند چند اسم به حضرت آدم آموخت.سپس به ملائکه گفت: اسم هایی را که من به آدم یاد دادم،شما هم بخوانید.گفتند:نمی دانیم،چیزی بلد نیستیم،ما فقط آنچه را تو به ما آموخته ای  می دانیم.اینجا بود که آدم اسم ها را برای ملائکه خواند.

 امّا وقتی ملائکه پرسیدند که می خواهی کسی را خلق کنی که فساد می کند وخون می ریزد، چه جوابی شنیدند که قانع شدند وساکت شدند؟خدا به آدم فرمود:

(آنان را از اسامی این موجودات آگاه کن)(سورة بقره،آیه 33)

اسم آنهایی را که خلیفة من هستند،برای ملائکه بگو،تا بفهمند هدف من از آفرینش انسان چیست.حضرت آدم شروع کرد به گفتن اسم ها:اوّل ابوالقاسم محمّد؛دوّم ابوالحسن علی بن ابی طالب،سوم فاطمه بنت رسول الله(ص)؛یکی یکی اسم ها را گفت تا رسید به امام دوازدهم،ملائکه سکوت کردند؛یعنی خدایا خلیفه ای را که منظور توست،قبول داریم.اینها نمایندة تو هستند،صفات جلال وجمال تو را نشان می دهند.

خدا می خواهد به وسیلة اینها نظم  را درجهان برقرار کند،صلح ایجاد کند؛صلح جهانی.

پیامبران می خواستند اصلاح کنند،نمایندگان خدا بودند، علمش را داشتند و می توانستند با علمشان نظام عالم را حفظ کنند وفساد را تبدیل به صلاح بکنند؛ با قدرتشان،با قداستشان،ولیکن شیاطین انسی وجنّی،سد راه اینها بودند،ومردم جهان،آمادگی پذیرش این صلاح را پیدا نکردند.برسراین خلفای واقعی الهی،سدهایی ایجاد کردند تا آنها نتوانند اهدافشان را اجرایی کنند. اینها دلسوز مردم دنیا بودند.

امیرالمؤمنین علی(ع) کسی بود که دلش به حال انسان ها می سوخت،و می خواست آنها را اصلاح کند.امّا آنها لیاقت درک اهداف امیرالمؤمنین(ع) را نداشتند.

آخرین مصلح موعود

دردوران های گذشته هم آنهایی که-از خودپیغمبر(ص) گرفته تا امام یازدهم- زمینة اصلاح برایشان مساعد نشد،آمادگی داشتند،قدرتش را داشتند، علمش را داشتند،قداستش را داشتند، اما موانع وجود داشت.آنقدر در این عالم باید حکومت ها بیایند وبروند و کار کنند وطرح بریزند ونقشه بدهند تا به این نتیجه برسند که اگر نمایندة خدا نباشد،بشرنمی تواند جهان را سازمان دهد. محال است بتوانند در همة جهان به طور گسترده عدل برقرار کنند.ظلم، مردم را متلاشی و خسته می کند. ناچارند به انتظاریک مصلح جهانی باشند.

چه کسی می تواند مصلح جهانی باشد؟کسی که واقعا" نمایندة  خدا باشد،والّا نمی تواند.حالا چرا؟

چون آن قدرت را ندارد ، آن آگاهی را ندارد،آن آمادگی  هم در مردم دنیا نیست.اگر هم یک وقت یک مصلحی پیدا می شده،مسلمین روزگار کم نبوده اند،ولی قدرتشان محدود بوده است.دریک روستا، دریک شهر،دریک منطقه می توانستند اصلاحاتی ایجاد کنند،ولی مفیدنبود.چرا؟برای این جهان تمامش  به هم پیوسته است؛ مثل بدن یک انسان.اگر در گوشه ای از بدن اختلالی به وجودآید،نظام بدن به هم می ریزد.

بنی آدم اعضای یکدیگرند           که درآفرینش زیک گوهرند

چوعضوی به دردآورد روزگار             دگرعضوها رانماند قرار

مصلح حقیقی همان خلیف ة الله است

همین ایران خودمان را درنظر بگیرید.باتمام کشورهای دنیا در ارتباط است،بخواهد یا نخواهد،روابط سیاسی برقرار بشود یا نشود،این روابط هست.چه کسی می تواند جلوی رسانه های بدون مرز مثل اینترنت و ماهواره را بگیرد؟در آمریکا فساد می کنند اینجا ماهواره نشان می دهد.اینترنت که حالا آمده،عامل نشر شبهات،فسادها وابتذال هاست. هر قدر مسؤلین کشور به خودشان فشار بیاورند بخواهند جلوی این فسادها را بگیرند،امکان پذیرنیست.اینها نهایتا" بتوانند یک مملکت را مهار کنند.بقیّه اش چه؟پس اگرقرار شد اصلاحی روی زمین انجام بگیرد،باید مصلحی بیاید که بر تمام این جهان اشراف داشته باشد،جهان باید مثل موم در قبضة قدرتش باشد،چنین کسی می تواند خلیف ة الله باشد،مصلح باشد،فساد ها را ریشه کن کند.

او، قدرتش را دارد،منتها موانع باید برطرف شود،مانع چیست؟این است که مردم دنیا هنوز نمی دانند چه می کنند.باید به این نتیجه برسند که دولت ها نمی توانند،کاری از پیش ببرند،با نظام کمونیستی نمی شود،با نظام سوسیالیستی نمی شود.هرمکتبی،با هرقدرتی که بیاید،نمی تواند.آرام آرام به این نتیجه می رسند که خوب است جهانی فکرکنیم.بعد چه می کنند؟ سران مذهب را مثلا" در آمریکا دور هم جمع می کنند؛یهودی ها؛مسیحی ها؛حتّی سیک های هندی،بت پرست ها همه در مرکزی گرد هم می آیند،آرام آرام زمینه مساعد شود برای اینکه جهانی فکرکنند،تایک قدرت،یک فکر،یک اراده بر جهان حاکم شد؛آن هم اراده ای که از یک فرد الهی باشد،به خدا وصل باشد.

تا مردم دنیا ازفساد خسته نشوند،به این نتیجه نمی رسند.تا مردم دنیا این طور فکرنکنند که مصلح باید یکی باشد،آن هم از ، خدا موفق نمی شوند.این زمینه ها که مساعدشد،آن وقت آقا ظهور می کنند.

درروایات آمده است که تعداد کارگزاران دنیا که باید جهان را زیرنظر حضرت مهدی(عج) اداره کنند،ده هزارنفر است.ازین تعداد،سیصدوسیزده نفرنوّاب وکسانی هستند که به حضرت بقی ة الله نزدیک ترند. هروقت جامعه بشری از نظر فکری توانست ده هزار آدمی را که مجری فرمان امام زمان(عج) باشند تحویل دهد،امام زمان(عج) ظاهر می شوند.

این شرایط باید پیش بیاید وپیش می آید.«ان شاء الله» خواهی نخواهی پیش می آید.خدا چنین خواسته است:

(أََنَّ الاَرضَ یَرِثُهاعِبادِی الصَّالِحُون)

مشیّت خدا براین است که سرانجام،زمین به دست بندگان صالح برسد:

(درکتاب زبوربعد ازذکر نوشتیم که وارث زمین،بندگان صالح من خواهندشد)(سورة انبیاء،آیه105)

الحمدلله ارتباطاتی که دردنیا هست،دارد زمینه ها را برای این کار و شکل گیری حکومت جهانی فراهم می کند. البته مردم باید آمادگی پیدا کنند.حدیث هم داریم  که تا مردم آماده نباشند،حضرت، ظهورنخواهد کرد.مرحوم خواجة طوسی رضوان الله علیه،در متن فشرده ای به نام تجرید، که درعلم کلام نوشته است،می فرماید:

(وجود امام(عج) لطف است.تصرّف امام زمان(عج)،لطف دیگری است. ونبوداو، ازماست.)(مفاتیح الجنان،دعای افتتاح)

یعنی اگر ظهورندارد،ما مقصّر هستیم. ما هنوزآماده نیستیم.باید مهیّا شویم تا به لطف خدا،حضرت بیاید و به عنوان یک مصلح جهانی،حکومت تشکیل بدهد.

ویژگی های حکومت حضرت بقی ة الله(عج) چیست؟بررسی این موضوع،بحث مفصّلی می طلبد که آن را به یک فرصت مناسب می گذاریم؛چون باید اهداف مقدّس حضرت بقی ة الله(عج) ر ا مطرح کنیم وببینیم که حکومت ایشان کجاها پایه گذاری شده است؟طرح چیست؟ وچه خواهندکرد؟ وحکومت ایشان،باسایر حکومت ها چه فرق هایی دارد،که ما به انتظار آن حکومت باشیم؟

(پروردگارا! ما را آرزوی آستان قرب تو در دولت کریمانه یارست همان که اسلام و یارانش را شوکت بخشد و دوروئی واهلش را ذلّت)

از آثارحکومت مهدی(عج) این است که اسلام،عزیز می شود؛ همان اسلامی  که الان قدرت ها دارند تحقیرش می کنند، و می خواهند آن را به زانو در بیاورند.امّا علی رغم تلاش آنها،اسلام آنقدر در دنیا طلب وعاشق پیدا می کنه که مردم واقعا" مثل صدر اسلام، به اسلام می گروند:

(می بینی مردم گروه گروه به دین خدا وارد می شوند.)(سورة نصر،آیه2)

گرایش به اسلام و منجی در آخرالزّمان

گزارش هایی که برای ما آورده اند از آمریکا،فرانسه، انگلستان وسایر کشورها،نشان می دهد که درآنجا رفته رفته، گرایش بسیار عمیقی به اسلام شروع شده است.

ازآثار حکومت حضرت بقی ة الله(عج) این است که نفاق از روی زمین ریشه کن می شود، منافقین سر به نیست می شوند.دولت کریمة حضرت بقی ة الله(عج) که منحصربه فرد هم هست،امتیازش باید مطرح شود.مردم بدانند که اگرمی گویند:«یاصاحب الزّمان عجّل علی ظهورک» و امثال این دعاها، چه چیزی مطالبه می کنند واز خدا چه حکومتی را می خواهند؟

پاسخ به شبهات روز ودفاع از امامت ومهدویّت

ما مسلمانان به طور عموم وما شیعیان به طور خصوص،خیلی باید خسارت مسامحه را بپردازیم.

امیرالمؤمنین علی(ع) درد دلشان همین بود.اصحابشان،آن استقامت و آن جدیّت وآن دلسوزی که باید داشته باشند را نداشتند،واین مسامحه ها موجب شد که امیرالمؤمنین(ع) خانه نشین شوند،ومشکلات دیگری از این قبیل برایشان پیش بیاید.

ما گاهی باید بنشینیم،فکرکنیم که،از کم کاری ها،از بی همّتی ها وازبی فکری ها،چه مشکلاتی پیش می آید.قرآن کریم می فرماید:

(وَلا تَهِنُوا ولاتَحزَنُوا وَاَنتُمُ الاعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنینَ)(سورةآل عمران،آیه 139)

اگرما ایمان راسخ داشته باشیم،سستی ها معنا ندارد،حزن وغم ،معنا ندارد.

تعارف که نداریم،بهترین ادیان،دین اسلام است،واین مسئله ای است که حتّی دشمنان اسلام هم به جامعیّت این دین کامل،اقراردارند.

همین یک ساعت قبل، عدّه ای از آمریکا برای مصاحبه آمده بودند.یکی از سؤالاتشان این بود که:پذیرش جوان ها نسبت به اسلام در چه حدّ است؟گفتم: چون دین اسلام یک دین عقلی است،انسان ها هر چه بیشتر درس خوانده باشند،گرایش آن ها به اسلام بیشتراست. و ما به شما توصیه می کنیم مطالعه کنید.

بهترین دین در اختیارماست.

(إنَّ الدِّینَ عِندَ اللهِ الإِسلامُ)(سورة آل عمران،آیه 19)

ادّله ی ما،معارف ما،مسائل اخلاقی واحکام فقهی ما،سرآمد تمام معارف واحکام و ادّله ی ادیان دیگراست. این ها در مقایسه معلوم می شود.(ازعلت آفرینش ونقش مصلح جهانی تا مکتب شیعه اثنی عشری،نیرومندترین مکتب است)(ازصفحه 66تا صفحه 81)

مکتب شیعه اثنی عشری،نیرومندترین مکتب است.



نگارش در تاریخ پنجشنبه 9 مرداد 1393 توسط شیخ الئیس بوعلی سینا | نظرات ()
قالب وبلاگ